دیوان حافظ/درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(درد عشقی کشیده‌ام که مپرس)
'


۲۷۰ درد عشقی کشیده‌ام که مپرسزهر هجری چشیده‌ام که مپرس ۲۷۰
 گشته‌ام در جهان و آخر کاردلبری برگزیده‌ام که مپرس 
 آنچنان در هوای خاک درشمیرود آب دیده‌ام که مپرس 
 من بگوش خود از دهانش دوشسخنانی شنیده‌ام که مپرس 
 سوی من لب چه میگزی که مگویلب لعلی گزیده‌ام که مپرس 
 بی تو در کلبهٔ گدائی خویشرنجهائی کشیده‌ام که مپرس 
  همچو حافظ غریب در ره عشق  
  بمقامی رسیده‌ام که مپرس