حافظ (غزلیات)/دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند)
'


 دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنندپنهان خورید باده که تعزیر[۱] میکنند ۱۲۳
 ناموس عشق و رونق عشّاق می‌برندعیب جوان و سرزنش پیر میکنند 
 جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوزباطل[۲] در این خیال که اکسیر میکنند 
 گویند رمز عشق مگویید و مشنویدمشکل حکایتیست که تقریر میکنند 
 ما از برون در شده مغرور صد فریبتا خود درون پرده چه تدبیر میکنند 
 تشویش وقت پیر مغان میدهند بازاین سالکان نگر که چه با پیر میکنند 
 صد ملک دل به نیم نظر میتوان خریدخوبان در این معامله تقصیر میکنند 
 قومی بجدّ و جهد نهادند وصل دوستقومی دگر حواله بتقدیر میکنند 
 فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهرکاین کارخانه‌ایست که تغییر میکنند 
  می خور که شیخ و حافظ و مفتیّ و محتسب  
  چون نیک بنگری همه تزویر میکنند  

  1. چنین است در خ ق و شرح سودی بر حافظ، سایر نسخ: تکفیر،
  2. خ: باطن