حافظ (غزلیات)/خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز)
'


خیز و در کاسه زر آب طربناک اندازپیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادی خاموشان استحالیا غلغله در گنبد افلاک انداز چشم آلوده نظر از رخ جانان دور استبر رخ او نظر از آینه پاک انداز به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شومناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز دل ما را که ز مار سر زلف تو بخستاز لب خود به شفاخانه تریاک انداز ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهدآتشی از جگر جام در املاک انداز غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویندپاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندیددود آهیش در آیینه ادراک انداز چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظوین قبا در ره آن قامت چالاک انداز