دیوان حافظ/خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم دیوان حافظ  از حافظ
خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۲۲ خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدمبصورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم[۱] ۳۵۵
 اگر چه در طلبت همعنان باد شمالمبگرد سرو خرامان قامتت نرسیدم 
 امید در شب زلفت بروز عمر نبستمطمع بدور دهانت ز کام دل ببریدم 
 بشوق چشمهٔ نوشت چه قطرها که فشاندمز لعل باده فروشت چه عشوها که خریدم 
 ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادیز غصّه بر سر کویت چه بارها که کشیدم 
 ز کوی یار بیار ای نسیم صبح[۲] غباریکه بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم 
 گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواهکه من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم 
 چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمیکه پرده بر دل خونین ببوی او بدریدم 
  بخاک پای تو سوگند[۳] و نور دیدهٔ حافظ  
  که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم  

  1. بسیاری از نسخ اینجا بیت ذیل را علاوه دارند: امید خواجگیم بود بندگی تو جستم هوای سلطنتم بود خدمت تو گزیدم.
  2. خ: وصل.
  3. این واو در عموم نسخ قدیمه و نیز در شرح سودی بر حافظ موجود است و بنابرین «نور دیدهٔ حافظ» عطف خواهد بود بر «خاک پای تو» یعنی سوگند بخاک پای تو و نور دیدهٔ حافظ، ولی در نسخ جدیده واو مزبور ساقط است و واضح است که «نور دیدهٔ حافظ» را منادی فرض کرده‌اند.