دیوان حافظ/خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم دیوان حافظ  از حافظ
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۳۹ خیال روی تو چون بگذرد بگلشن چشمدل از پی نظر آید بسوی روزن چشم ۳۳۳
 سزای تکیه‌گهت منظری نمی‌بینممنم ز عالم و این گوشهٔ معیّن چشم 
 بیا که لعل و گهر در نثار مقدم توز گنج‌خانهٔ دل میکشم بروزن چشم 
 سحر سرشک روانم سر خرابی داشتگرم نه خون جگر میگرفت دامن چشم 
 نخست‌روز که دیدم رخ تو دل میگفتاگر رسد خللی خون من بگردن چشم 
 ببوی مژدهٔ وصل تو تا سحر شب دوشبراه باد نهادم چراغ روشن چشم 
  بمردمی که دل دردمند حافظ را  
  مزن بناوک دلدوز مردم‌افکن چشم