حافظ (غزلیات)/بیا با ما مورز این کینه داری

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(بیا با ما مورز این کینه داری)
'


بیا با ما مورز این کینه داریکه حق صحبت دیرینه داری
نصیحت گوش کن کاین در بسی بهاز آن گوهر که در گنجینه داری
ولیکن کی نمایی رخ به رندانتو کز خورشید و مه آیینه داری
بد رندان مگو ای شیخ و هش دارکه با حکم خدایی کینه داری
نمی‌ترسی ز آه آتشینمتو دانی خرقه پشمینه داری
به فریاد خمار مفلسان رسخدا را گر می‌دوشینه داری
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظبه قرآنی که اندر سینه داری