حافظ (غزلیات)/بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(بود آیا که در میکده‌ها بگشایند)
'


۲۰۲ بود آیا که در میکدها بگشایندگره از کار فروبستهٔ ما بگشایند ۱۳۷
 اگر از بهر دل زاهد خودبین بستنددل قوی دار که از بهر خدا بگشایند 
 بصفای دل رندان صبوحی زدگانبس در بسته بمفتاح دعا بگشایند 
 نامهٔ تعزیت دختر رز بنویسیدتا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند 
 گیسوی چنگ ببرّید بمرگ می نابتا حریفان همه خون از مژها بگشایند 
 در میخانه ببستند خدایا مپسندکه در خانهٔ تزویر و ریا بگشایند 
  حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا  
  که چه زنّار ز زیرش بدغا بگشایند