دیوان حافظ/به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بعد ازین دست من و دامن آن سرو بلند دیوان حافظ  از حافظ
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۲۱۵ بکوی میکده یا رب سحر چه مشغله بودکه جوش شاهد و ساقیّ و شمع و مشعله بود ۲۳۷
 حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیستبنالهٔ دف و نی در خروش و ولوله بود 
 مباحثی که در آن مجلس جنون میرفتورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود 
 دل از کرشمهٔ ساقی بشکر بود ولیز نامساعدی بختش اندکی گله بود 
 قیاس کردم و آن چشم جادوانهٔ مستهزار ساحر چون سامریش در گله بود 
 بگفتمش بلبم بوسهٔ حوالت کنبخنده گفت کیت با من این معامله بود 
 ز اخترم نظری سعد در ره است که دوشمیان ماه و رُخ یار من مقابله بود 
  دهان یار که درمان درد حافظ داشت  
  فغان که وقت مروّت چه تنگ حوصله بود