حافظ (غزلیات)/به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(به وقت گل شدم از توبه شراب خجل)
'


 به وقت گل شدم از توبه شراب خجلکه کس مباد ز کردار ناصواب خجل 
 صلاح ما همه دام ره است و من زین بحثنیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل 
 بود که یار نرنجد ز ما به خلق کریمکه از سؤال ملولیم و از جواب خجل 
 ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشمشدیم در نظر شبروان خواب خجل 
 رواست نرگس مست ار فکند سر در پیشکه شد ز شیوه آن چشم پرعتاب خجل 
 رخ از جناب تو عمری است تا نتافته ایمنیم به یاری توفیق از این جناب خجل 
 تو خوبتری ز آفتاب و شکر خداکه نیستم ز تو در روی آفتاب خجل 
 حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشتز شعر حافظ و این طبع همچو آب خجل 
 از آن نهفت رخ خویش در نقاب صدفکه شد ز نظم خوشش لؤلؤ خوشاب خجل