دیوان حافظ/به وقت گل شدم از توبه شراب خجل

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل دیوان حافظ  از حافظ
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل
خوش خبر باشی ای نسیم شمال
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۰۵ بوقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجلکه کس مباد ز کردار ناصواب خجل ۳۰۴
 صلاح ما همه دام رهست و من زین بحث[۱]نیم ز شاهد و ساقی بهیچ باب خجل 
 بود که یار نرنجد ز ما بخلق کریمکه از سؤال ملولیم و از جواب خجل 
 ز خون که رفت شب دوش از سراچهٔ چشمشدیم در نظر رهروان خواب خجل 
 رواست نرگس مست ار فکند سر در پیشکه شد ز شیوهٔ آن چشم پرعتاب خجل 
 توئی که خوبتری زآفتاب و شکر خداکه نیستم ز تو در روی آفتاب خجل 
  حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت  
  ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل  

  1. چنین است در اغلب نسخ، خ: بخت،