حافظ (غزلیات)/ببرد از من قرار و طاقت و هوش

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ببرد از من قرار و طاقت و هوش)
'


 ببرد از من قرار و طاقت و هوشبت سنگین دل سیمین بناگوش 
 نگاری چابکی شنگی کلهدارظریفی مه وشی ترکی قباپوش 
 ز تاب آتش سودای عشقشبه سان دیگ دایم می‌زنم جوش 
 چو پیراهن شوم آسوده خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغوش 
 اگر پوسیده گردد استخوانمنگردد مهرت از جانم فراموش 
 دل و دینم دل و دینم ببرده‌ستبر و دوشش بر و دوشش بر و دوش 
 دوای تو دوای توست حافظلب نوشش لب نوشش لب نوش