دیوان حافظ/باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ای هدهد صبا بسبا می‌فرستمت دیوان حافظ  از حافظ
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
بجان خواجه و حقّ قدیم و عهد درست
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرستشمشاد خانه پرور ما از که کمترست 
 ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ٔکت خون ما حلال‌تر از شیر مادرست 
 چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواهتشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرّرست 
 از آستان پیر مغان سر چرا کشیمدولت در آن سرا و گشایش در آن درست 
 یک قصّه بیش نیست غم عشق وین عجبکز هر زبان که میشنوم نامکرّرست 
 دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشتامروز تا چه گوید و بازش چه در سرست 
 شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیمعیبش مکن که خال رخ هفت کشورست 
 فرقست از آب خضر که ظلمات جای اوستتا آب ما که منبعش اللّه‌اکبرست 
 ما آبروی فقر و قناعت نمیبریمبا پادشه بگوی که روزی مقدّرست 
 
حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو
 
کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّرست