دیوان حافظ/باز آی ساقیا که هواخواه خدمتم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
۳۱۳ بازآی ساقیا که هواخواه خدمتممشتاق بندگیّ و دعاگوی دولتم ۳۰۹
 زانجا که فیض جام سعادت فروغ تستبیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم 
 هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهتتا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم 
 عیبم مکن برندی و بدنامی ای حکیمکاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم 
 می خور که عاشقی نه بکسبست و اختیاراین موهبت رسید ز میراث فطرتم 
 من کز وطن سفر نگزیدم بعمر خویشدر عشق دیدن تو هواخواه غربتم 
 دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیفای خضر پی خجسته مدد کن بهمّتم 
 دورم بصورت از در دولت‌سرای تولیکن بجان و دل ز مقیمان حضرتم 
  حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان  
  در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم