حافظ (غزلیات)/ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ '
خوب بنویسید


ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق‌کش عیّار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد بجهان نقش خرابی دارددر خرابات بگوئید که هشیار کجاست
آنکسست اهل بشارت که اشارت داندنکتها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کارستما کجائیم و ملامتگر بیکار کجاست
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنشکاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مشکین کودل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیّاست ولیعیش بی یار مهیّا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست