دیوان حافظ/ای غایب از نظر بخدا می‌سپارمت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت دیوان حافظ  از حافظ
ای غایب از نظر بخدا می‌سپارمت
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


 ای غایب از نظر بخدا می‌سپارمتجانم بسوختیّ و بدل دوست دارمت 
 تا دامن کفن نکشم زیر پای خاکباور مکن که دست ز دامن بدارمت 
   بنما تا سحرگهیدست دعا برآرم و در گردن آرمت 
 گر بایدم شدن سوی هاروت بابلیصد گونه جادوئی بکنم تا بیارمت 
 خواهم که پیش میرمت ای بیوفا طبیببیمار بازپرس که در انتظارمت 
 صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کناربر بوی تخم مهر که در دل بکارمت 
 خونم بریخت وز غم عشقم خلاص دادمنت پذیر غمزهٔ خنجر گذارمت 
 میگریم و مرادم از این سیل اشکبارتخم محبّتست که در دل بکارمت 
 بارم ده از کرم سوی خود تا بسوز دلدر پای دم‌بدم گهر از دیده بارمت 
 
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع تست
 
فی‌الجمله میکنیّ و فرو میگذارمت