دیوان حافظ/ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اگر شراب خوری جرعه فشان بر خاک دیوان حافظ  از حافظ
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۰۱ ای دل ریش مرا با لب تو حقّ نمکحق نگه دار که من میروم الله معک ۳۰۰
 تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدسذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک 
 در خلوص منت ار هست شکی تجربه کنکس عیار زر خالص نشناسد چو محک 
 گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهموعده از حدّ بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک 
 بگشا پستهٔ خندان و شکرریزی کنخلق را از دهن خویش مینداز بشک 
 چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گرددمن نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک 
  چون بر حافظ خویشش نگذاری باری  
  ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک