حافظ (غزلیات)/ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک)
'


ای دل ریش مرا با لب تو حق نمکحق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدسذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کنکس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهموعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک بگشا پسته خندان و شکرریزی کنخلق را از دهن خویش مینداز به شک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گرددمن نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چون بر حافظ خویشش نگذاری باریای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک