حافظ (غزلیات)/ای خونبهای نافه چین خاک راه تو

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ای خونبهای نافه چین خاک راه تو)
'


 ای خونبهای نافه چین خاک راه توخورشید سایه پرور طرف کلاه تو 
 نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرامای من فدای شیوه چشم سیاه تو 
 خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمالاز دل نیایدش که نویسد گناه تو 
 آرام و خواب خلق جهان را سبب توییزان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو 
 با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبماز حسرت فروغ رخ همچو ماه تو 
 یاران همنشین همه از هم جدا شدندماییم و آستانه دولت پناه تو 
 حافظ طمع مبر ز عنایت که عاقبتآتش زند به خرمن غم دود آه تو