دیوان حافظ/این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
۴۶۶ این خرقه که من دارم در رهن شراب اولیوین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی ۴۵۳
 چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردمدر کنج خراباتی افتاده خراب اولی 
 چون مصلحت‌اندیشی دورست ز درویشیهم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی 
 من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفتاین قصّه اگر گویم با چنگ و رباب اولی 
 تا بی سر‌ و‌ پا باشد اوضاع فلک زین دستدر سر هوس ساقی در دست شراب اولی 
 از همچو تو دلداری دل برنکنم آریچون تاب[۱] کشم باری زان زلف بتاب اولی 
  چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی  
  رندیّ و هوسناکی در عهد شباب اولی  


  1. چنین است در اغلب نسخ خ: ناز