دیوان حافظ/اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل بیزست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشبست دیوان حافظ  از حافظ
اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل بیزست
اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


 اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیزستببانگ چنگ مخور می که محتسب تیزست 
 صراحیّٔ و حریفی گرت بچنگ افتدبعقل نوش که ایّام فتنه انگیزست 
 در آستین مرقّع پیاله پنهان کنکه همچو چشم صراحی زمانه خونریزست 
 بآب دیده بشوئیم خرقها از میکه موسم ورع و روزگار پرهیزست 
 مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهرکه صاف این سر خم جمله دردی آمیزست 
 سپهرِ برشده پرویزَنیست خون افشانکه ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویزست 
 
عراق و فارس گرفتی بشعر خوش حافظ
 
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریزست