دیوان حافظ/اگر شراب خوری جرعه فشان بر خاک

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق دیوان حافظ  از حافظ
اگر شراب خوری جرعه فشان بر خاک
ای دل ریش مرا با لب تو حقّ نمک
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۲۹۹ اگر شراب خوری جرعهٔ فشان بر خاکاز آن گناه که نفعی رسد بغیر چه باک ۲۹۹
 برو بهر چه تو داری بخور دریغ مخور[۱]که بی‌دریغ زند روزگار تیغ هلاک 
 بخاک پای تو ای سرو نازپرور منکه روز واقعه پا وامگیرم از سر خاک 
 چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پریبمذهب همه کفر طریقتست امساک 
 مهندس فلکی راه دیر شش جهتیچنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک 
 فریب دختر رز طرفه میزند ره عقلمباد تا بقیامت خراب طارم تاک 
  براه میکده حافظ خوش از جهان رفتی  
  دعای اهل دلت باد مونس دل پاک  

  1. چنین است در اغلب نسخ که در نزد اینجانب موجود است و همچنین در شرح سودی بر حافظ. ق : برو بهر چه تو داری مخور دریغ و بخور، و این از حیث معنی روشن‌تر است ولی برخلاف اکثریّت نسخ قدیمه است،