حافظ (غزلیات)/الا ای طوطی گویای اسرار

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(الا ای طوطی گویای اسرار)
'


الا ای طوطی گویای اسرارمبادا خالیت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاویدکه خوش نقشی نمودی از خط یار سخن سربسته گفتی با حریفانخدا را زین معما پرده بردار به روی ما زن از ساغر گلابیکه خواب آلوده‌ایم ای بخت بیدار چه ره بود این که زد در پرده مطربکه می‌رقصند با هم مست و هشیار از آن افیون که ساقی در می‌افکندحریفان را نه سر ماند نه دستار سکندر را نمی‌بخشند آبیبه زور و زر میسر نیست این کار بیا و حال اهل درد بشنوبه لفظ اندک و معنی بسیار بت چینی عدوی دین و دل‌هاستخداوندا دل و دینم نگه دار به مستوران مگو اسرار مستیحدیث جان مگو با نقش دیوار به یمن دولت منصور شاهیعلم شد حافظ اندر نظم اشعار خداوندی به جای بندگان کردخداوندا ز آفاتش نگه دار