حافظ (غزلیات)/احمد الله علی معدله السلطان

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(احمد الله علی معدله السلطان)
'


 احمد الله علی معدله السلطاناحمد شیخ اویس حسن ایلخانی 
 خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژادآن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی 
 دیده نادیده به اقبال تو ایمان آوردمرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی 
 ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزننددولت احمدی و معجزه سبحانی 
 جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گداچشم بد دور که هم جانی و هم جانانی 
 برشکن کاکل ترکانه که در طالع توستبخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی 
 گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریمبعد منزل نبود در سفر روحانی 
 از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفتحبذا دجله بغداد و می ریحانی 
 سر عاشق که نه خاک در معشوق بودکی خلاصش بود از محنت سرگردانی 
 ای نسیم سحری خاک در یار بیارکه کند حافظ از او دیده دل نورانی