حافظ (غزلیات)/آن کس که به دست جام دارد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(آن کس که به دست جام دارد)
'


آن کس که به دست جام داردسلطانی جم مدام دارد آبی که خضر حیات از او یافتدر میکده جو که جام دارد سررشته جان به جام بگذارکاین رشته از او نظام دارد ما و می و زاهدان و تقواتا یار سر کدام دارد بیرون ز لب تو ساقیا نیستدر دور کسی که کام دارد نرگس همه شیوه‌های مستیاز چشم خوشت به وام دارد ذکر رخ و زلف تو دلم راوردیست که صبح و شام دارد بر سینه ریش دردمندانلعلت نمکی تمام دارد در چاه ذقن چو حافظ ای جانحسن تو دو صد غلام دارد