دیوان حافظ/آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
می‌دمد صبح و کله بست سحاب دیوان حافظ  از حافظ
آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آن ترک پری‌چهره که دوش از بر ما رفت
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


 آن پیک نامور که رسید از دیار دوستآورد حرز جان ز خط مشکبار دوست 
 خوش میدهد نشان جلال و جمال یارخوش میکند حکایت عزّ و وقار   
 دل دادمش بمژده و خجلت همی‌برمزین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست 
 شکر خدا که از مدد بخت کارسازبر حسب آرزوست همه کار و بار دوست 
 سیر سپهر و دور قمر را چه اختیاردر گردشند بر حسب اختیار دوست 
 گر باد فتنه هر دو جهان را بهم زندما و چراغ چشم و ره انتظار دوست 
 کحل الجواهری بمن آر ای نسیم صبحزآن خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست 
 مائیم و آستانهٔ عشق و سر نیازتا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست 
 
دشمن بقصد حافظ اگر دم زند چه باک
 
منّت خدایرا که نیم شرمسار دوست