حافظ (غزلیات)/آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی)
'


آن غالیه‌خط گر سوی ما نامه نوشتیگردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرددهقان جهان کاش که این تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در این جایاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی
در مصطبه‌ی عشق تنعم نتوان کردچون بالش زر نیست بسازیم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شدادیک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی
تا کی غم دنیای دنی ای دل داناحیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابی جهان استکو راهروی، اهل دلی، پاک سرشتی؟
از دست چرا هِشت سر زلف تو حافظ؟تقدیر چنین بود؛ چه کردی که نَهِشتی؟