حافظ (غزلیات)/آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند)
'


آنان که خاک را به نظر کیمیاکنندآیا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعیباشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشدهر کس حکایتی به تصور چرا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیستآن به که کار خود به عنایت رها کنند بی‌معرفت مباش که در من یزید عشقاهل نظر معامله با آشنا کنند حالی درون پرده بسی فتنه می‌رودتا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدارصاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند می خور که صد گناه ز اغیار در حجاببهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند پیراهنی که آید از او بوی یوسفمترسم برادران غیورش قبا کنند بگذر به کوی میکده تا زمره حضوراوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمانخیر نهان برای رضای خدا کنند حافظ دوام وصل میسر نمی‌شودشاهان کم التفات به حال گدا کنند

حاشیه: در بعضی نسخ مصرع دوم بیت اول بجای بود، شود می‌باشد