ترجمه قرآن (قمشه‌ای)/انفال

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ترجمه قرآن , مترجم مهدی محیی‌الدین الهی قمشه‌ای
سوره انفال
از وبگاه تنزیل و نرم‌افزار جامع تفاسیر نور

متن اصلی: سورة الأنفال در ویکی‌نبشته عربی


به نام خداوند بخشنده مهربان‏

(ای رسول ما) امت از تو حکم انفال را سؤال کنند (یعنی غنایمی که بدون جنگ از دشمنان به دست مسلمانان آید و زمین‌های خراب بی‏‌مالک، معادن، بیشه‏‌ها، فراز کوه‏‌ها، کف رودها، ارث کسی که وارث ندارد، قطایع ملوک، خلاصه ثروتی که بی‏‌رنج مردم حاصل شود) جواب ده که انفال مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هر کس و هر قدر صلاح دانند ببخشند) پس شما مؤمنان باید از خدا بترسید و در رضایت و مسالمت و اتحاد بین خودتان بکوشید و خدا و رسول او را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید. (۱)

مؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دل‌هاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آن‌ها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل می‏‌کنند. (۲)

آنان که نماز را به پا می‏‌دارند و از هر چه روزی آن‌ها کرده‏‌ایم انفاق می‏‌کنند. (۳)

آن‌ها به راستی و حقیقت اهل ایمانند که نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزی نیکو دارند. (۴)

همان گونه که خدا تو را از خانه خود به حق (در جنگ بدر) بیرون آورد و گروهی از مؤمنان، سخت رأی خلاف و کراهت اظهار کردند (و تو به مخالفت آن‌ها از حکم حق بازنگشتی، در امر انفال و غیر آن هم به خواهش مردم توجه مکن، پیرو امر خدا باش و از خلق ابداً اندیشه مدار). (۵)

(مردم نادان) در حکم حق با آن‌که حق آشکار و روشن گردید با تو جدل و نزاع خواهند کرد (و چنان حکم حق و طاعت خدا بر آن‌ها دشوار و سخت است) که گویی معاینه می‏‌نگرند که آن‌ها را به جانب مرگ می‏‌کشند. (۶)

به یاد آر هنگامی که خدا به شما وعده‌ی فتح بر یکی از دو طایفه را می‏‌داد (غلبه بر سپاه قریش یا کاروان تجاری شام) و شما مسلمین مایل بودید که آن طایفه که شوکت و سلاحی همراه ندارند نصیب شما شود، و خدا می‏‌خواست که حق را با سخنان خود (که وعده پیروزی حق را داده است) ثابت گرداند و از بیخ و بن ریشه کافران را برکند. (۷)

تا حق را محقق و پایدار کند و باطل را محو و نابود سازد هر چند بدکاران را خوش نیاید. (۸)

(به یاد آرید) هنگامی که استغاثه و زاری به پروردگار خود می‏کردید، پس دعای شما را اجابت کرد که من سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما می‏فرستم. (۹)

و این مدد فرشتگان را خدا نفرستاد مگر آن‌که بشارت و مژده فتح باشد و تا دل‌های شما (به وعده خدا) مطمئن شود و (بدانید که) نصرت و فیروزی نیست مگر از جانب خدا، که خدا را کمال قدرت و حکمت است. (۱۰)

(یاد آرید) هنگامی که خواب راحت را بر شما فرو پوشاند برای این‌که از جانب او ایمنی یابید و از آسمان آبی می‏فرستاد که شما را به آن آب پاک گرداند و وسوسه و کید شیطان را از شما دور سازد و دل‌های شما را محکم و استوار گرداند و گام‌های شما را استوار بدارد. (۱۱)

(و یاد آر ای رسول) آن گاه که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را ثابت قدم بدارید، که همانا من ترس در دل کافران می‏افکنم، پس گردن‌ها را بزنید و همه انگشتان را قطع کنید. (۱۲)

این کیفر کافران برای آن است که با خدا و رسول او سخت ضدّیت و مخالفت کردند و هر کس با خدا و رسول او راه شقاق و مخالفت پیماید (بترسد که) عقاب خدا بسیار سخت است. (۱۳)

این (عذاب مختصر قتل و اسارت) را بچشید و (بدانید که) برای کافران در قیامت عذاب سخت آتش دوزخ مهیاست. (۱۴)

ای اهل ایمان، هر گاه با گروه مهاجم کافران در میدان کارزار روبرو شوید مبادا پشت به آن‌ها کرده و از جنگ بگریزید. (۱۵)

و هر که در روز جنگ به آن‌ها پشت نماید و فرار کند به طرف غضب و خشم خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود مگر آن‌که از میمنه به میسره و یا از قلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا از فرقه‏ای به یاری فرقه‏ای دیگر شتابد. (۱۶)

(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آن‌که مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست. (۱۷)

این (فتح و غلبه در جنگ به خواست خدا) شما را نصیب شد و محققاً خدا بی‏اثرکننده‌ی مکر کفار است. (۱۸)

(ای کافران) اگر شما از خدا فتح و نصرت می‏طلبید اینک فتح کامل شما را رسید (دین اسلام و قرآن که بهترین فتح و فیروزی و کاملترین وسیله سعادت خلق است از جانب خدا آمد) اکنون اگر (از کفر و عناد با حق) دست بردارید شما را بهتر است و اگر دیگر بار بازآیید ما هم شما را باز کیفر و عذاب کنیم و هرگز جمعیت و سپاه شما هر چند بسیار باشد شما را سودمند نخواهد بود، و خدا البته با اهل ایمان است. (۱۹)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، خدا و رسول را اطاعت کنید و از او سرنپیچید در حالی که شما (سخنان حق را) می‏شنوید. (۲۰)

و شما مؤمنان چون کسانی (منافقان) نباشید که گفتند شنیدیم، و به حقیقت نمی‏شنوند. (۲۱)

بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که (از شنیدن و گفتن حرف حق) کر و لالند که اصلا تعقل نمی‏کنند. (۲۲)

اگر خدا در آن‌ها خیر و صلاحی می‏دید آن‌ها را شنوا می‏کرد و اگر هم شنوا کند باز رو گردانند و اعراض کنند. (۲۳)

ای اهل ایمان، چون خدا و رسول شما را به آن‌چه مایه‌ی حیات ابدی شماست (یعنی ایمان) دعوت کنند اجابت کنید و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل می‏شود (و از اسرار درونی همه آگاه است) و همه به سوی او محشور خواهید شد. (۲۴)

و بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد (بلکه ظالمان و مظلومان همه را فرا گیرد) و بدانید که عقاب خدا بسیار سخت است. (۲۵)

و به یاد آرید زمانی که عده‌ی قلیلی بودید که شما را ضعیف و خوار در زمین (مکه) می‏شمردند و از مردم (مشرک) بر خود ترسان بودید که مبادا شما را (از روی زمین) برچینند، بعد از آن خدا شما را در پناه خود آورد و به یاری خود نیرومندی و نصرت به شما عطا کرد و از پاکیزه‏ترین (غنائم و) طعام‌ها روزی شما فرمود، باشد که شکر به جای آرید. (۲۶)

ای کسانی که ایمان آوردید، زنهار (در کار دین) با خدا و رسول و در امانت‌های خود با یکدیگر خیانت مکنید در صورتی که می‏دانید. (۲۷)

و محققاً بدانید که شما را اموال و فرزندان، فتنه و ابتلایی بیش نیست و در حقیقت اجر عظیم نزد خداست. (۲۸)

ای اهل ایمان، اگر خداترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد (یعنی دیده بصیرت دهد تا به نور باطن حق را از باطل فرق گذارید) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است. (۲۹)

و (به یاد آر) وقتی که کافران با تو مکر می‏کردند تا تو را به بند کشند یا به قتل رسانند یا از شهر بیرون کنند، و آن‌ها (با تو) مکر می‏کنند خدا هم (با آن‌ها) مکر می‏کند و خدا بهتر از هر کس مکر تواند کرد. (۳۰)

و چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم می‏خواستیم مانند آن می‏گفتیم، این چیزی جز افسانه پیشینیان نیست. (۳۱)

و آن گاه که گفتند: خدایا اگر این قرآن به راستی بر حق و از جانب توست پس یا بر سرمان سنگ‌هایی از آسمان ببار یا ما را به عذابی دردناک گرفتار ساز! (۳۲)

ولی خدا تا تو (پیغمبر رحمت) در میان آن‌ها هستی آنان را عذاب نخواهد کرد و نیز مادامی که به درگاه خدا توبه و استغفار کنند باز خدا آن‌ها را عذاب نکند. (۳۳)

و آن‌ها چه کردند که خدا عذابشان نکند؟! در صورتی که راه مسجدالحرام را (به روی بندگان خدا) می‏بندند و آن‌ها سرپرستان (شایسته تولیت) آن نیستند، سرپرستان آن به جز اهل تقوا نباشند، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند. (۳۴)

و نماز آن‌ها در خانه کعبه جز صفیر و کف‏زدنی (که خلق را از خانه خدا منع می‏کند) چیزی دیگر نیست، پس (در آخرت به آن‌ها خطاب شود) بچشید طعم عذاب را به کیفر آن‌که به خدا کافر بودید. (۳۵)

کافران اموالشان را انفاق می‏کنند برای این مقصود که راه خدا را ببندند پس به زودی مال‌هایشان بر سر این خیال باطل برود و حسرتش بر دل آن‌ها بماند و آن گاه مغلوب نیز خواهند شد، و کافران را به سوی جهنم جمعاً رهسپار سازند. (۳۶)

تا آن‌که خدا پلید را از پاکیزه جدا سازد و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر درآمیزد و با هم گرد آورد آن گاه همه را در آتش دوزخ افکند، که آن‌ها زیانکاران عالمند. (۳۷)

(ای رسول ما) کافران را بگو که اگر (از کفر خود) دست کشیده و به راه ایمان بازآیند هر چه از پیش کرده‏اند بخشیده شود، و اگر باز (به کفر و عصیان) روی آرند سنّت الهی درباره‌ی پیشینیان درگذشته است (یعنی حکم ازلی بر این قرار گرفته که مؤمنان را عزیز و بهشتی کند و کافران را ذلیل و دوزخی گرداند). (۳۸)

و (ای مؤمنان) با کافران بجنگید تا دیگر فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد، و چنانچه دست (از کفر) کشیدند خدا به اعمالشان بیناست. (۳۹)

و اگر پشت کردند، پس بدانید که البته خدا یار شماست، که بهترین یار و بهترین یاور است. (۴۰)

و (ای مؤمنان) بدانید که هر چه غنیمت و فایده برید خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفرماندگان (از خاندان او) است، اگر به خدا و به آن‌چه بر بنده خود (محمّد صلّی اللَّه علیه و آله و سلم) در روز فرقان، روزی که دو سپاه (اسلام و کفر در جنگ بدر) روبرو شدند نازل کرده‏ایم ایمان آورده‏اید، و خدا بر هر چیز تواناست. (۴۱)

همان زمانی که سپاه شما در وادی نزدیک و دشمن به مکانی دور (از شهر مدینه) بود و آن کاروان (تجاری ابو سفیان) فرودست شما قرار داشتند، و اگر این کارزار به وعده و قرار شما با دشمن مقرر می‏شد در وعده‏گاه (از خوف و اندیشه در جنگ) اختلاف می‏کردید لیکن برای آن‌که حکم ازلی و قضای حتمی را که خدا مقدر فرموده اجرا سازد (این رویارویی رخ داد) تا هر که هلاک‌شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است به اتمام حجت به حیات ابدی رسد و همانا خدا شنوا و داناست. (۴۲)

و (یاد آر ای رسول) آن گاه که خدا دشمنانت را در خواب به تو اندک نشان داد (تا قویدل باشی) و اگر سپاه دشمن را بسیار به چشم تو نشان داده بود (شما مسلمانان) کاملاً هراسان و بددل شده و در امر (رفتن به جنگ) جدل و مخالفت می‏کردید، لیکن خدا (شما را از آسیب دشمن) به سلامت داشت، که او دانا و متصرف در اندیشه‏های درونی دل‌های خلق است. (۴۳)

و (یاد آر) زمانی که خدا دشمنان را هنگامی که مقابل شدید در چشم شما کم نمودار کرد (تا از آن‌ها نیندیشید) و شما را نیز در چشم دشمن کم نمود (تا تجهیز کامل نکنند) تا خداوند آن را که در قضای حتمی خود مقدر نموده (یعنی غلبه اسلام) اجرا فرماید، و به سوی اوست بازگشت امور. (۴۴)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید، هر گاه با فوجی (از دشمن) مقابل شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که فیروزمند و فاتح گردید. (۴۵)

و همه‌ی پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یک‏دل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است. (۴۶)

و شما مؤمنان مانند آن کسان (یعنی کافران) نباشید که برای هوس و غرور و ریا و تظاهر از دیار خویش خارج شدند و از راه خدا منع می‏کنند. و (بترسند که) علم خدا به هر چه کنند محیط است. (۴۷)

و (یاد آر) آن گاه که شیطان کردار (زشت) آنان را در نظرشان زیبا نمود و گفت: امروز احدی از مردم بر شما غالب نخواهد گشت و من هنگام سختی یار و فریادرس شما خواهم بود (و بدین سخنان کفار قریش را مغرور کرد) تا آن گاه که دو سپاه (اسلام و کفر) روبرو شدند شیطان پای به فرار گذاشت و گفت که من از شما بیزارم، من قوایی (از فرشتگان آسمان) می‏بینم که شما نمی‏بینید و من از خدا می‏ترسم، و عقاب خداوند بسیار سخت است. (۴۸)

و (یاد آر) آن گاه که منافقان و بیماردلان با هم می‏گفتند که این مسلمین به دین خود مغرور و فریفته‏اند، و حال آن‌که هر کس بر خدا توکل کند خدا غالب مقتدر و داناست. (۴۹)

و اگر بنگری سختی حال کافران را هنگامی که فرشتگان جان آن‌ها را می‏گیرند و بر روی و پشت آن‌ها می‏زنند و (می‏گویند) بچشید طعم عذاب سوزنده را! (۵۰)

این عقوبت اعمال زشتی است که به دست خویش فرستادید و خدا به هیچ یک از بندگان هرگز کمترین ستم نخواهد کرد. (۵۱)

همان طور که خوی فرعونیان و کافران پیش از زمان آن‌ها بر این بود که به آیات خدا کافر شدند، خدا هم آنان را به کیفر گناهانشان بگرفت، که همانا خدا توانا و سخت‏کیفر است. (۵۲)

این (عذاب) از آن جهت است که خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرد تغییر دهد تا وقتی که آن قوم حال خود را تغییر دهند، و خدا شنوا و داناست. (۵۳)

همان طور که خوی فرعونیان و کافران پیش از آنان بر این بود که آیات خدای خود را تکذیب کردند ما هم آن‌ها را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان که هلاک نمودیم ظالم و ستمکار بودند. (۵۴)

بدترین جانوران نزد خدا آنان هستند که کافر شدند و ابداً ایمان نخواهند آورد. (۵۵)

کسانی از آنان که با آنان عهد بستی (مانند یهود بنی‌قریظه) آن گاه عهد خود را در هر مرتبه می‏شکنند و راه تقوا نپیمایند. (۵۶)

پس چون بر آنان دست یابی چندان به تهدید و مجازات آنان پرداز که پیروانشان را پراکنده سازی، باشد که متذکر شوند. (۵۷)

و چنانچه از خیانتکاری گروهی (از معاهدین خود) سخت می‏ترسی در این صورت تو نیز با حفظ عدل و درستی، عهد آن‌ها را نقض کن، که خدا خیانتکاران را دوست نمی‏دارد. (۵۸)

کافران هرگز نپندارند که پیش افتادند، (نه) هرگز (خدا و رسول خدا را) زبون نتوانند کرد. (۵۹)

و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (مراد منافقانند که ظاهراً مسلم و باطناً کافر محض‏اند) و خدا بر آن‌ها آگاه است. و آن‌چه در راه خدا صرف می‏کنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد. (۶۰)

و اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و کار خود به خدا واگذار که خدا شنوا و داناست. (۶۱)

و اگر دشمنان به فکر فریب دادن تو باشند البته خدا تو را کفایت خواهد کرد، اوست که به نصرت خود و یاری مؤمنان تو را مؤید و منصور گردانید. (۶۲)

و الفت داد دل‌های مؤمنان را، دل‌هایی که اگر تو با تمام ثروت روی زمین می‏خواستی میان آن‌ها الفت دهی نتوانستی، لیکن خدا تألیف قلوب آن‌ها کرد که او مقتدر و داناست. (۶۳)

ای رسول، خدا تو را کفایت است و مؤمنانی که پیروان تواند. (۶۴)

ای رسول، مؤمنان را بر جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشند بر دویست نفر غالب خواهند شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر از کافران غلبه خواهند کرد، زیرا آن‌ها گروهی بی‏دانشند. (۶۵)

اکنون (پس از جنگ بدر) خدا بر شما تخفیف داد و معلوم کرد که در شما ضعف (ایمان) راه یافته، پس اگر صد نفر از شما صبور و پایدار باشند بر دویست نفر و اگر هزار، بر دو هزار آنان به اذن خدا غالب خواهند شد، و خدا با صابران است. (۶۶)

هیچ پیغمبری را روا نباشد که اسیران جنگی بگیرد (تا از آنان فدا گرفته و آنان را رها کند) مگر تا زمانی که خون (ناپاکان را) در زمین بسیار بریزد. شما (ای اصحاب رسول) متاع دنیا را می‏خواهید و خدا آخرت را می‏خواهد، و خدا مقتدر و کارش همه از روی حکمت است. (۶۷)

اگر نبود حکم سابق از خدا (که بر پیغمبر اسلام فدا و غنایم را روا دانست) همانا در آنچه (از آن اسیران) گرفتید به شما عذاب سخت رسیده بود. (۶۸)

پس اکنون از هر چه غنیمت گرفتید بخورید حلال و گوارای شما باد، و خداترس و پرهیزکار باشید، که خدا آمرزنده و مهربان است. (۶۹)

ای رسول، به اسیرانی که در دست شما مسلمین‏اند بگو که اگر خدا در دل شما خیر و هدایتی مشاهده کند (و ایمان آرید) در مقابل آن‌چه از شما گرفته شده بهتر از آن را عطا می‏کند و از گناهان شما می‏گذرد که خدا آمرزنده و مهربان است. (۷۰)

و اگر قصد خیانت با تو دارند پیش از این با خدا هم خیانت کردند و خدا (تو را) بر آن‌ها تمکین و تسلط داد و خدا دانا و درستکار است. (۷۱)

آنان که به خدا ایمان آوردند و از وطن خود هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جانشان کوشش و فداکاری کردند (یعنی مهاجرین مکه) و هم آنان که (به مهاجرین) منزل دادند و یاری کردند (یعنی انصار مدینه) آن‌ها دوستدار و مددکار یکدیگرند و آن‌هایی که ایمان آورده‏اند لیکن مهاجرت نکرده‏اند هرگز شما دوستدار و طرفدار آن‌ها نباشید تا وقتی که هجرت گزینند، ولی اگر از شما در کار دین و پیشرفت اسلام مدد خواستند بر شماست که آن‌ها را یاری کنید مگر آن‌که با قومی که با شما عهد و پیمان (مسالمت) بسته‌اند به خصومت برخیزند. و خدا به هر چه می‏کنید بیناست. (۷۲)

آنان که کافر شدند نیز دوستدار و مددکار یکدیگرند و شما مسلمین اگر آن را (که خدا دستور داده از اتفاق و اخوت و غیره) کار نبندید همانا فتنه و فسادی بزرگ روی زمین رخ خواهد داد. (۷۳)

و آنان که ایمان آوردند و هجرت گزیدند و در راه خدا کوشش و جانفشانی کردند و هم آنان که (مهاجران را با فداکاری) منزل دادند و یاری کردند آن‌ها به حقیقت اهل ایمانند و هم آمرزش خدا و روزی نیکوی بهشتی مخصوص آن‌هاست. (۷۴)

و آنان که بعد از شما ایمان آوردند و (یا بعد از صلح حدیبیه) هجرت گزیدند و به اتفاق شما جهاد کردند آن‌ها نیز از شما مؤمنان هستند، و ارث مراتب خویشاوندان در کتاب خدا بعضی بر بعض دیگر مقدم شده [یعنی قانون ارث بردن برادران دینی از یکدیگر، نسخ شده است. (م)]، که خدا به هر چیز داناست. (۷۵)