بساط نشاط/فایده در معرفت داروهایی که قضیب را سطبر و دراز سازد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مبحث در اینکه آیا چه قسم از زنان به جهت این عمل پسندیده آید بساط نشاط  از عبدالله میرزا
فایده در معرفت داروهایی که قضیب را سطبر و دراز سازد
نصیحت: مرد باید از این دو کار احتراز نماید


فایده در معرفت داروهایی که قضیب را سطبر و دراز سازد و قوت شهوت و لذت مباشرت مرد و زن بیافزاید، جای شهوت عورت تنگ و گرم و خشک نماید و سرعت انزال و بزرگ شدن پستان زنان باز دارد. و منظور از درازی قضیب آن است که چون نطفه از او جدا شود، زود بر رحم قرارگیرد و غرض از گُندگی آنکه منی به قوت حرکت آب از سوراخ فواره کوچک کم کم بیرون آید و از مجرای وسیع منیع، زیاد. چون آلت دراز و گُنده بود، زن از مباشرت لذت زیاد یابد و وقت دخول و خروج زیاد احساس کند. شاعر گفته:

 کیری دارم که چون منار خواجوستبر پیل اگر نهم بدراند پوست 
 و آن تو به سان گنبد سیمین استآن گنبد و این منار بام نیکوست 

و رغبت زن به مجامعت بیافزاید و محبت زن در دل مرد پدید آید. و از فرمان وی بیرون نرود، اگرچه فقیر و مسکین باشد و منفعت زیادتی حرکت شهوت عورت، چه درین حالت طبیعت رحم جویای نطفه بُوَد. منی زن مانند شیر بُوَد و منی مرد مانند مایه‌ی پنیر. اگر آب مرد و زن در یک آن باهم بیامیزد، نطفه بسته شود. و انزال یکی زودتر و یکی دیرتر، نطفه در رحم فسرده گردد و قرار نیابد و فرزند نیاید. و رطوبتی که از قضیب مرد بیرون آید به چند قسم است: آنچه به بازی و سخن گفتن با محبوبه بیرون آید را مذی گویند. و آنچه غلیظ باشد و از وی فرزند تولد کند، و بوی او چون سفیده بیضه تخم مرغ باشد، او را منی گویند. و آن آبی که رقیق و لزج باشد و از مجرای بول بیرون آید، وی را وذی گویند. انزال منی را غسل واجب است و آن دو را طهارت لازم. و نطفه در حم چون ممزوج شد، علقه شود و بعد مضفه و در چهارماه که نوبت تربیت شمس رسد، در حرکت آید و خلقتش در رحم تمام شود. و بعد که نوبت در ماه پنجم به مریخ رسید، حرارت غریزی زیاد شود. بیشتر از پیشتر در جنب و جوش آید. و در ماه ششم که به مشتری آرام گیرد و در ماه هفتم که تربیت او با زحل است، آسوده تر شود و خلفت او تمام گردد. و این است که اگر در ماه هفتم مولودی متولد شود، [؟] بزید و در هشتم و غیره نماند و چون ماه نهم متولد شود، و نوبت به مریخ رسد، حرارت زیاد شود و به حرکت آید و خواهد که از تنگنای رحم به عرصه وجود قدم گذارد. فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ.

 ای که وقتی نطفه بودی در رحموقت دیگر طفل گشتی شیرخوار 
 همچنین تا مرد نام‌آور شدیفارس میدان و مرد کارزار 
 آنچه دیدی برقرار خود نماندو آنچه بینی هم نماند برقرار 
 گل بخواهد چید بی‌شک باغبانور نچیند خود فرو ریزد ز بار 
 صورت زیبای ظاهر هیچ نیستای برادر سیرت زیبا بیار 
 با بدان بد باش و با نیکان نکوجای گل، گل باش و جای خار، خار 

مبحث در ادویه‌ای که قضیب را سطبر و دراز سازد: خراطین خشک را با روغن کنجد بسایند و قضیب را در گرمابه با آب گرم بشویند و به خرقه بمالند تا سرخ شود. تا سه روز، روزی سه ساعت بر او بندند و بزرگ شود. دوای دیگر زهره گاو نر با عسل است. سه هفته بمالند. یا مغز دانه پنبه نرم کوبند و با پیه گوسفند و با روغن چند روز بمالند.

دارویی که مرد بر آلت مالد و لذت مباشرت بیافزاید و زن دیوانه شود و بی‌قرار گردد و جز او را نخواهد: زهره گرگ، دو دانگ با یک دِرَم و نیم روغن نرگس بر قضیب مالند. چندان لذت دهد که در وصف نگنجد. یا قضیب گرگ بسایند با آب دهان بمالند. یا زهره خرگوش مرد بر آلت مالند و مباشرت کنند، لذت زن بیافزاید. و تخم شبت خوردن وذی و مذی زنان را باز دارد.

دوایی که فرج را به حد بکارت رساند: عاقرقرحا و لحتیه‌العتیق [؟] و شحم ... [یک کلمه ناخوانا] با پنج من شراب بجوشانند و بپالایند و زن تا کمر در آن نشیند و پنج ساعت صبر کند، مانند بکر شود. دوای دیگر، پوست انار نیم کوفته، با خرقه کهن و آب در دیگ بجوشانند تا خرقه رنگین شود و ... [یک کلمه ناخوانا] سازند و یک ساعت بگذارند. آنچان شود که مرد حیران بماند. یا پوست انار در دیگ مس بجوشانند و هر شب موضع مخصوص را به آن تر کنند و بشویند. یا شیر مادیان با خرقه کهن بردارند، مانند بکر شود.یا اینکه کف دریا را با تخم هلیله بسایند و در اندام نهانی مالند.

دارویی که سرعت انزال باز دارد: شهدانه و جفت و بلوط و کندر و علک رومی از هریک دو درم، شهدانه و جفت و بلوط را با هم بسایند و کندر و علک با [ناخوانا] و شهد بیافزایند و شربت آن دومثقال تناول نمایند و غذا دو نوبت کباب خورند با شراب از فنجان ناف [؟] و شستن فرج را با شراب گفته اند در قانون جایز دانسته اند.