برگه:Zendegani-man.pdf/۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
زندگانی من / احمد کسروی
۶
 

بخوانندگان این کتاب

‫من هرگز دوست نداشته بودم که مردی شناخته گردم و نامم به زبانها افتد‪ .‬ولی چون خواه و ناخواه افتاده‪،‬‬ ‫بسیار بجا می بود که تاریخ زندگانیم را خودم بنویسم که نیاز نباشد دیگران بپرسند و بجویند و چیزهایی از راست و‬ ‫دروغ بدست آورند‪.‬‬

‫از سویی دیگر کوششهایی که در این ده سال و بیشتر‪ ،‬با ُ‌هماد ما آغاز کرده ناچار یکدسته را دوستان و‬ ‫‌هواخواهان‪ ،‬و یکدسته را دشمنان و بدخواهان من گردانیده و دیده میشود گاهی سخنی از زندگانی من به میان‬ ‫می آورند و هر دو از راستیها دور می افتند‪.‬‬

‫در چند سال پیش یکی از روزنامه های مصر ستایشهایی از من کرده و دانشهای بسیاری را که من نمی دانم‪،‬‬ ‫بنامم نوشته‪ .‬از جمله مرا داننده بیش از ده زبان شناسانیده بود در حالیکه چنان نیست و من جز چند زبان ترکی و‬ ‫فارسی و عربی و انگلیسی و ارمنی را نمی دانم و آنگاه دانش من «زبانشناسی» بوده نه زباندانی‌‪.‬‬

‫از آنسو بارها دیده شده دشمنان ما داستان بیرون آمدن مرا از عدلیه (که نتیجه رأی های آزادانه میبود که‬ ‫میدادم و یکبار نیز دربار را محکوم گردانیدم که کاسه بر سر آن شکست) دستاویزکرده اند و به داستان رنگهای‬ ‫نچسبنده شگفتی داده اند‪.‬‬

‫از هر باره بجا می بود که من تاریخچه زندگانی خود را بنویسم و آن را اکنون که هزاران کسان از زندگان‬ ‫گواه راستی اش می باشند بچاپ رسانیده بپراکنم‪.‬‬

‫این بود این کتاب را آغاز کردم و زندگانی خود را تا سی سالگی رسانیدم‪ ،‬ولی چون دوازده سال بودن من در‬ ‫عدلیه خود یک دوره برجسته ای می باشد و من می خواستم آن را گشاده تر و بهتر نوشته در آنمیان بدیهای عدلیه را‬ ‫نیز نشان دهم‪ ،‬از اینرو آنرا جداگانه گرفتم که در کتابی جداگانه بنام «ده سال در عدلیه» نوشته بچاپ رسانم‪.‬‬

تهران ـ ‪۱۳۲۳‬‬

کسروی‬