برگه:Zendegani-man.pdf/۵۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
زندگانی من / احمد کسروی
۵۱
 

نیز در مدرسه در ماه های نخست بود که خود آموزی درباره اسپرانتو (سلف تات[۱]) پیدا کرده از بودن چنان زبانی و آگاه گردیدم. پرداختن به آن از یکسو به من لذت می داد. از یکسو میدان تازه ای در برابر اندیشه ام باز شده میدیدم زبانی در سایه سامان و آراستگی، چندان ساده و آسانست که در یک ماه توان آن را تا اندازه خواندن و نوشتن یاد گرفت و از یکسو چندان تواناست که با زبانهای انگلیسی و فرانسه و عربی همگامی تواند کرد.

۱۲) دسته‌بندی که در مدرسه رخ داد

در مدرسه آمریکایی گذشته از درس، با داستانهای دیگری برخورد پیدا کردم. شاگردان آنجا که به چند صد تن می رسیدند یکدسته مسلمان و یکدسته مسیحی و یکدسته گوران می بودند. مسیحیان ارمنیان و آسوریان می بودند و در میان آنان با مسلمانان همچشمی و دو تیرگی می بود. بویژه در آنهنگام که جنگهای انگلیس و عثمانی در عراق می رفت و هر دستهای هواداری از یکسو می نمودند. گورانان (یا علی اللهیان) که در تبریز کویی می دارند و در اینجا کم نمی بودند، بی یکسویی[۲] نشان می دادند. مسیحیان در پیرامون سر آموزگاران ارمنی می بودند و مسلمانان از بیسری پراکنده و نابسامان روز می گزاردند. یک زمان شادروان سید حسن شریفزاده در این آموزشگاه می بوده و پیشرو این شاگردان می بوده. سپس که کشته شده میرزا حاجی آقا رضازاده (دکتر شفق) جای او را گرفته بوده. سپس چون این نیز از آموزشگاه بیرون رفته کسی آن جایگاه را نداشته. آموزگاران مسلمان که چند تن میبودند، شاینده[۳] این کار نمی بودند.

آنروزها که من تازه رفته بودم از جوش و سهشی[۴] که از من درباره درس خواندن و درس گفتن می دیدند شاگردان چشم بسوی من باز کردند و بیش از ده روز نگذشت که با من همبستگی یافتند و به پیرامونم گرد آمدند، و برخی از گورانان نیز گرایشی نشان دادند، و بدینسان نیرویی پیدا کرده با مسیحیان به همچشمی افزودند و خود را آنان نمودند[۵]. من از دشمنی با کسانی و از بودن دو تیرگی در میانه گریزان می بودم و آنرا با پیشرفت خود در درس ناسازگار میشناختم. چه بایستی کرد که رفتار جوانان ارمنی و بدزبانی یکی دو تن از آموزگاران ایشان نچنان می بود که جای شکیب و بردباری باشد.

  1. سلف تات (self taught) خودآموز (ویراینده)
  2. بی‌یکسویی= بیطرفی (ویراینده)
  3. شاینده؛ شمایا= شایسته، لایق (ویراینده)
  4. سهش (بر وزن جهش)= احساس درونی (ویراینده)
  5. نمودن= نشان دادن (ویراینده)