برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۸۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


و نسیم تسلیم

به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز

و هزاران نفس پنهان ، در زندگی مخفی خاک

و در آن دایرۀ سیار نورانی ، شبتاب

دقدقه در سقف چوبین

لیلی در پره

غوکها در مرداب

همه با هم ، همه با هم یکریز

تا سپیده دم فریاد زدند:

«ماه، ای ماه بزرگ ...»

* *

در تمام طول تاریکی

ماه در مهتابی شعله کشید

ماه

دل تنهای شب خود بود

داشت در بغض طلائی رنگش میترکید

۶۸
تنهائی ماه