برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۵۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


آه

من بياد آوردم

اولين روز بلوغم را

که همه اندامم

باز میشد در بهتی معصوم

تا بيامیزد، با آن مبهم، آن گنگ، آن نامعلوم

* *

در حباب کوچک

روشنائی خود را

در خطی لرزان خميازه کشيد.

۴۱
دریافت