برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۲۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


شب و روز

شب و روز

شب و روز

بگذار

که فراموش کنم.

تو چه هستی، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان مرا

میگشاید در

برهوت آگاهی؟

بگذار

که فراموش کنم.

۱۱
گذران