برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۱۵۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمیکرد

پرنده روزنامه نمیخواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدمها را نمیشناخت

 

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ‌های خطر

در ارتفاع بی‌خبری میپرید

و لحظه‌های آبی را

دیوانه‌وار تجربه میکرد

 

پرنده آه، فقط یک پرنده بود

پرنده فقط یک پرنده بود
۱۳۸