برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۱۴۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


«گیرم تو هم خودتو به آب شور زدی

«رفتی و اون کولی خانومو به تور زدی

«ماهی چیه؟ ماهی که ایمون نمیشه، نون نمیشه

«اون یه وجب پوست تنش واسه فاطی تنبون نمیشه

«دس که به ماهی بزنی

«از سر تا پات بو میگیره

«بوت تو دماغا میپیچه

«دنیا ازت رو میگیره

«بگیر بخواب، بگیر بخواب

«که کار باطل نکنی

«با فکرای صد تا یه غاز

«حل مسائل نکنی

«سر تو بذار رو ناز بالش، بذار بهم بیاد چشت

«قاچ زینو محکم چنگ بزن که اسب سواری پیشکشت»

* *

به علی گفت مادرش روزی
۱۳۰