برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۱۴۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


«سیا کنن طلسمتو

«آب مث خواب نیس که آدم

«از این سرش فرو بره

«از اون سرش بیرون بیاد

«تو چار راهاش

«صدای سوت سوتک پاسبون بیاد

«شکر خدا پات رو زمین محکمه

«کور و کچل نیسی علی، سلامتی٬ چی چیت کمه؟

«میتونی بری شابدوالعظیم

«ماشین دودی سوار بشی

«قد بکشی، خال بکوبی، جاهل پامنار بشی

«حیفه آدم اینهمه چیزای قشنگو نبینه

«الا کلنگ سوار نشه

«شهر فرنگو نبینه

«فصل، حالا فصل گوجه و سیب و خیار و بستنیس

«چن روز دیگه، تو تکیه، سینه زنیس

«ای علی ای علی دیوونه

«تخت فنری بهتره، یا تختهٔ مرده شور خونه؟

۱۲۹
به علی گفت مادرش روزی