برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۱۴۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


علی کوچیکه

سحر شده بود

نقرۀ نابش رو میخواس

ماهی خوابش رو میخواس

راه آب بود و قرقر آب

علی کوچیکه و حوض پر آب

* *

«علی کوچیکه

«علی کوچیکه

«نکنه تو جات وول بخوری

«حرفای ننه قمرخانم

«یادت بره گول بخوری

«تو خواب، اگه ماهی دیدی خیر باشه

«خواب کجا حوض پر از آب کجا

«کاری نکنی که اسمتو

«توی کتابا بنویسن

۱۲۸
به علی گفت مادرش روزی