پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۲۷۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بود که گفتیم فرماندهی اعراب را داشت.

سپاهیان دولتی پس از این فیروزی جایگاه خود را در زیدان استوار گردانیده سپس حمله به هندگان و دیه ملا برده با اندک زدوخوردی آندوجا را بدست آوردند.

چند روزی پس از جنگ زیدان در سیزدهم ربیع الثانی فرمانده سپاهیان بهبهان با توپخانه با آهنگ جنگ سالار ارفع به جایزان رفت و شگفت بود که آن دسته تفنگچی بی‌زدوخورد روی به گریز آورده پراکنده شدند زیرا بیشتر آنان از سوداگران بازار و برزگران بیابان بودند و هرگز جنگ ندیده بودند.

چون خبر این شکست‌های پیاپی در خوزستان پراکنده گردید دوست و دشمن انجام کار شیخ و همدستان او را دریافتند و خود شیخ سخت درمانده بویژه که از سوی دیگر لشکرهای راه اصفهان و خرم‌آباد نیز نزدیک می‌شدند و خبر ایشان به همه‌جا پراکنده شده بود با آنکه هنوز آنان نرسیده شیرازه کار اینان از هم گسیخته و سرانجام ناگزیر شده بودند که از بختیاریان و از روستاییان پیرامون شوشتر با زور تفنگچی بگیرند پیش امیر مجاهد در رامهرمز بفرستد.

از سوی دیگر اعراب خوزستان که سالیان دراز ستم شیخ را کشیده و آنهمه گزندها از او دیده بودند این زمان که زبونی شیخ را دریافتند به کینه‌جویی برخاستند و این بود که تا می‌توانستند سواره و تفنگچی نمی‌دادند. بلکه بنی طرف که می‌توان گفت دلیرترین اعراب خوزستان می‌باشند ناگهان به دشمنی شیخ برخاستند و کسان او را میان خود بیرون راندند. هم قصر حمیدیه را که از آن شیخ و در آن نزدیکی‌ها بود آتش زدند. شیخ برای آرام ساختن ایشان شیخ عاصی شیخ ایشان را که