کردند. پیش از آن تقسیمات اداری ایران ترتیب معینی نداشت و بعضی نواحی بود که در حقیقت خود کشور پهناوری بشمار میرفت و سراسر آن سپرده بيك والى يا فرمانفرما بود که مطلقاً از عهده اداره کردن آن بر نمی آمد و اگر سالها در آنجا می ماند بهیچ وجه از احوال و اوضاع آن ناحیۀ پهناور آگاه نمیشد. تردیدی نیست که این وضع یادگار دوره های قدیم و حتی روزگار حکومت ملوك الطوايف وحکومت ایلیاتی بود که مثلا سرزمین کردها کردستان و سرزمین ارها لرستان باشد. بر عکس گاهی ناحیه بسیار کوچکی را هم بدلیلی که معلوم نبود مستقل کرده بودند . پیداست که با اصول سابق کسی نمی توانست وسایل رفاه و آسایش مردم نواحی مختلف را فراهم کند و در آبادانی قسمتهای کشور بکوشد و شکی نیست که هر چه تقسیمات کشوری کوچکتر باشد اداره کردن و آباد کردن و پاسبانی از آن آسان ترست و این اصلاح را میتوان از اصلاحات اداری مهم دانست نکته بسیار مهمی که در اصلاحات اداری باید در نظر گرفت کوتاه شدن دست بیگانگان و بی نیازی از مستشاران خارجیست. سابقاً اشاره رفت که در دوره گذشته بیگانگان تا چه اندازه در کارها دخالت داشتند و اگر خود نمیخواستند یا نمی توانستند دست داشته باشند بدست مستشاران بیگانه منافع خود را تأمین می کردند . تردیدی نیست که هر ملتی که بر شد رسیده باشد همه کارهای خود را خود بدست می گیرد و از بیگانه خود را بی نیاز میکند و این نکته را در دوران گذشته در مدت صد سال که نیازمندی بتمدن جدید را احساس کردند دولت ایران نتوانست تامین کند زیرا گذشته از ناتوانی دولت بی اطلاعی کارگزاران و مسئولان امور مانع از آن بود که اوضاع اداری ایران با مقتضیات روزگار تطبیق کند. بهمین جهت «فرنگی» در ایران نفوذ و احترامی پیدا کرده بود که چون در سر کار بود نه تنها زیر دستانش بلکه همۀ افراد از و پیروی و فرمان برداری میکردند. مثلا اگر رئیس مالیه ولایتی اروپایی یا امریکایی می بود مردم آن ناحیه مالیات را زودتر میپرداختند. قهراً رعب و هراسی از فرنگی
٥٦