کرده اند و دولت ایران در برابر ایشان ناتوان بوده است . بهمین جهت اصلاحات نظامی و تأسیس ارتش نیرومند مهم ترین کاریست که رضا شاه پهلوی در دورۀ شهریاری خود کرده است. انصاف باید داد که کلمۀ اصلاح و تکمیل را برای ادای این مقصود نمیتوان بکار برد، زیرا اصلاح و تکمیل وقتیست که چیزی بوده باشد که نقص آنرا بر طرف کنند و آنرا بهتر کنند. ارتش دوره قاجارها در حقیقت هیچ بود و می بایست ارتشی از نو بوجود آورد و ایجاد کرد . شاهنشاه پهلوی برای رسیدن باین مقصود نخستین کاری که کرد این بود : همان عده موجود را در آغاز کار فوراً متحد الشکل کرد و عنوان قزاق و ژاندارم را که یادگار دوره های دو گانگی و نفاق بود از میان برد و افسران بیگاند را از هر ملتی که بودند از ارتش راند . مناصب ودرجات دروغی و افتخاری را که جز سرشکستگی و رسوایی چیزی در بر نداشت لغو کرد و اصول تازه ای برای مناصب نظامی و ترتیب ارتقاء از درجه ای بدرجه دیگر تنظیم کرد و آنرا تابع خدمات افسران قرارداد یعنی باصطلاح نظامی کادری برای ارتش ایران ترتیب داد که تا آن زمان نبود . سپس ارتشی با اصول جدید تشکیل دادند و از سازمانهای ارتشهای جدید جهان پیروی کردند و صنوف مختلف را هم چنان که در ارتشهای کشورهای متمدن امروز هست ترتیب دادند . البته یکی از مزایایی که می بایست وارد ارتش ایران بشود روح میهن پرستی درمیان افراد ارتش و اتفاق و اتحاد کامل با سایر افراد ملت ایران بود زیرا که نه تنها درین مدت افسران بیگانه روح وطن پرستی را در زیر دستان خود ندمیده بودند بلکه بواسطه ورود در سیاست و مداخله بسود دسته ای و بزیان دسته دیگر هر طبقه ای از مردم ایران سپاهیان طبقه دیگر را از خود بیگانه و دشمن میدانست چنانکه مثلا در میان قزاق و ژاندارم نفاقی که کم از دشمنی نبود وجود داشت بهمین جهت اخراج افسران
٤٥