پرش به محتوا

برگه:TarikhMoaserIran.pdf/۵۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

گرفتاری در چنگال کارگزاران ناشایسته و دو گانگی و نفاق و جنگهای داخلی خانگی و نادانی و بی خبری از سیر تمدن جهان نه تنها از کشورهای دیگر عقب افتاد بلکه از آرام کردن داخله خود نیز ناتوان ماند و از عبدۀ گردن کشانی مانند نایب حسین کاشانی وما شاء الله خان پسرش و رضا جوزانی و علی خان سیاه کوهی و امثال ایشان که هر يك عدة معدود تارا جگر را با خود همدست کرده بودند بر نمی آمد. یگانه دلیل این ناتوانی آن بود که در کشورهای دیگر سلاحهای تازه و اصول جدید در فنون جنگ آوری بکار می بردند که کارگزاران ایران از آنها محروم بودند و در بیشتر موارد ارتش ایران تفنگ و توپ سر پر قدیمی راهم بقدر کفایت نداشت و بارها شد که سلاح چادر نشینان مسلح که از بیگانگان یاری میدیدند از سلاح سپاهیان نیروی دولتی بهتر و تازه تر بود. روحیه سربازان نیز که دولت مرکزی نمیتوانست زندگی ایشان را تأمین کند و خوراك وبوشاك لازم را بایشان برساند باندازه ای ضعیف بود که از عهده حفظ جان خود بر نمی آمدند و در آن دوره بارها پیش آمده است که دولت عده ای سرباز را برای سرکوبی راهزنی فرستاده و وی آنها را برهنه کرده و باصطلاح کت آنها را بسته و گاهی وارون سوار خر کرده و بازگردانده است . داستانی از آن زمان در میان مردم هست که شاید هنوز برخی از خوانندگان یاد داشته باشند و آن اینست که درین دوره خواری و ناتوانی زمانی مهمان محترمی می بایست وارد بوشهر شود و بعادت معمول آن زمان بفرمانده سپاهیان دستور داده بودند هنگام ورود او و پیاده شدن از کشتی چند تیر توپ بیندازد و چون وی این کار را نکرد واز و بازخواست کردند که بچه دلیل این کار را نکرده است گفت : بهزار ويك دلیل ، دلیل اول آنست که گلوله و باروت نداشتم . پیش ازین هم اشاره کردم در آن دوره عدۀ سپاهیان ایران را میبایست هم بیگانگان معلوم کنند و دولت حق نداشت از آن عده تجاوز کند . تازه همان عده روی کاغذ بود و هرگز حاضر خدمت نبودند و اگر حقوقی بنامشان پرداخته می شد افسران با فراد نمی دادند و بارها سربازان در میدان سپه تهران که آن روز میدان توپخانه

۳۸