شهر ارومیه (رضائیه) را قتل و غارت کردند. سپس قیام شیخ محمد خیابانی و دعوی استقلال آذربایجان روی داد چنانکه آن ایالت را از ایران جدا دانستند و دولت مستقلی بنام «آزادیستان» در تبریز تشکیل دادند و هیچ رابطه با حکومت مرکزی نداشتند . چنانکه پیش ازین نیز اشاره رفت پس از آن ابو القاسم لاهوتی در تبریز قیام کرد و پس از دفع وی باز امنیت در سراسر آذربایجان برقرار نشد . چنانکه سرکشانی چند مانند اسمعيل سميتقو واقبال السلطنه ماکویی و دیگران باقی مانده بودند و تا تیر ماه ۱۳۰۹ که سمیتفو دستگیر شد نا امنی در آذربایجان فرمانروا بود و سرانجام آن ناحیه نیز امنیت یافت می پس از آن با منیت لرستان پرداختند. این ناحیه نیز از سالیان در از پناهگاه چادر نشینان مسلح و دزدان و راهزنان بود و در سراسر دوره استیلای قاجارها کمتر میشد که فرمان بردار حکومت مرکزی باشد و بهمین جهت کسی را جرأت آن نبود که از آنجا بگذرد طوایف بیابان گردارهای پشت کوه که بچندین طایفه مختلف تقسیم شدند و گذشته از تاراج نواحی مجاور بايك دیگر نیز بیشتر درزد و خورد بودند کاملا خلع سلاح شدند و ایشان را از کمین گاههایی که قرنها در آنجا بوده اند بآبادانی ها بردند و شهر نشین کردند و این کار مدتی مدید فرصت لازم داشت و سرانجام در آغاز سال ۱۳۰۷ بپایان رسید. بدین گونه لرستان نیز بحکومت مرکزی ایران پیوست . ناحیۀ دیگر نیز که مردم چادر نشین آن بیشتر در سرکشی و نافرمانی بودند کردستان بود و می توان گفت پس از دوران صفویه دیگر امنیت بخود ندیده بود و پیوسته در پریشانی و آشفتگی بود و طوایف مختلف کرد چون قبایل اورامان و مریوان و گلباغی و مکری و کلیایی و غیره همواره با یك دیگر در زد و خورد بودند و بنواحی اطراف دستبرد میزدند و با حکومت مرکزی بیشتر رابطه نداشتند. از طرف دیگر کردان ناحیه کرمانشاهان مانند کلهر و سنجابی و گوران و غیره سراسر آن نواحی را
۳۵