بود و مردم نمی توانستند آنرا بیاد داشته باشند و همیشه اشکال پیش می آمد. در ضمن از زمان مغول در ایران معمول شده بود که هر دوازده سال را يك دوره می گرفتند و برای هر سال يك نام مغولی داشتند که پس از دوازده سال تکرار میشدوهر سالی را بنام یکی از جانوران میخواندند که نام آنها بفارسی اینست موش گاو پلنگ ، خرگوش ، نهنگ ،مار ،اسب ،گوسفند بوزينه، خرس، سك، خوك. با این همه تقویم شمسی اوستایی دوره ساسانیان در ایران مانده و فراموش نشده بود و جشنهای آن مانند نوروز و مهرگان و سده بیش و کم معمول بود و حتی در کارهای کشاورزی برای تعیین موقع هر کاری در میان کشاورزان و دهقانان باقی مانده بود. منتهی چون در زمان یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی اصلاحی در آن کرده بودند آنرا تقویم یزدگردی نامیدند و در نتیجه بحساب نیاوردن چند ساعت اضافی هر سال نوروز که میبایست در اول بهار باشد بتابستان افتاده بود. جلال الدین ملکشاه سلجوقی چندتن از اختر شناسان ایران از آن جمله امام عمر خیام را مامور کرد که اصلاحی درین تقویم بکنند و ایشان در سال ٤٦٧ این اصلاح را کردند. و دوباره نوروز و آغاز سال را در اول بهار قرار دادند و آن تقویم را بمناسبت لقب تقویم جلالی نامیدند. بهمین جهت از آن روز منجمان دو نوروز در تقویمها قایل شدند یکی نوروز یزدگردی یعنی نوروزی که در زمان یزدگرد سوم افتاده بود و دیگر نوروز سلطانی یا نوروز جلالی یعنی نوروز واقعی و اول بهار و اول سال جلالی . ملكشاه در دوره پهلوی متوجه این عیب شدند که این تقویمهای مختلف کار را دشوار کرده است و ایرانیانی که از قدیم تقویم مخصوص و بهترین تقویم جهان را داشته اند دلیل نداشت رعایت تقویم باستانی و ملی خود را نکنند. این بود که قانونی از مجلس گذشت و بموجب آن تقویم باستانی و ملی ایران را رسمیت دادند و اصلاح مهمی که i
٩٤