کسانی که دوره استیلای قاجارها را درك كرده اند بیاد دارند که وضع شهرها و آبادیها در آن دوره چه بود و گذشته از نادانی که در همه جا محسوس بود منظره خرابی مادی و بی اعتنایی کارگزاران دولت بآن نیز در سراسر کشور دیده میشد و بهیچ وجه شایسته ملتی که هفت هزار سال تمدن پیاپی داشته است و حتی در دوره صفویه شهرهای آن در سراسر جهان بزیبایی و عظمت شهرت داشت نبود . وضع هر شهر ایران را که با وضع آن در دوره قاجارها بسنجیم می بینیم که قیاس کردنی نیست. در دوره پهلوی در میان آن تودههای خاک و خاکستر و خاشاک که تا آغاز آن دوره مسکن نژاد ایرانی بود و شهرهای ایران را تشکیل میداد ساختمان های رفیع باشکوه زیبا و خیابانهای عریض با صفاروز بروز بیشتر شد. گل زمستان و گردو خاک تابستان جای خود را بسیمان و آسفالت و سنگ فرش وغیره داد. آن کوچه های تنگ و تاريك كه در شب کمین گاه دزدان و بدکاران بود روشن و پاکیزه در زیر پرتو چراغها درخشیدن گرفت و راستی اگر کسی این وضع را با وضع پیشین می سنجید نمیتوانست باور کند که در اندک مدتی این تغییر حاصل شده است و باور کردنی نیست که وقتی این مناظر را چگونه گل و لای و غبار و ظلمت و خوف و هراس فرا گرفته بود. پیش ازین دوره در بسیاری از شهرهای ایران برخی از محلات برج و باروو دروازه داشت که شبها می بستند تا مردم از بدکاران در امان باشند. در بیشتر شهرها کوچه ها را عمدا با پیچ و خمهای متعدد میساختند تا مردم بتوانند در هر خم کوچه از خانه خود دفاع کنند. در برخی از شهرهای دیگر عمد خانها را در گودی می ساختند و چندین پله بود تا بکف حیاط برسند تا کسی سواره نتواند بدانجا وارد شود. بهمین جهتست که یکی از کارهای مهم این دوره را اصلاحات شهری باید دانست. کسانی که پیش از دوره پهلوی از تهران بیرون رفته اند و در آن دوره نیز بشهری که
AA