این برگ همسنجی شدهاست.
تاریخ مشروطهٔ ایران
۶۷۴
| بکاشت ملت بیچاره تخم آزادی | ز بعد بندگی قرنهای بیپایان | |||||
| چو سر ز خاک برآورد امر فرمودی | بمردمی همه اهریمنان بیایمان | |||||
| که خاک مجلس و مسجد همی دهند بباد | کشند مردم مظلوم را ز پیر و جوان | |||||
| بیک اشاره که از روی خواهش نفسست | بسی خراب بشد خانههای بیگنهان | |||||

پ ۲۱۰
این پیکره نشان میدهد ستارخان را با تفنگچیان خود. (در دست راست ستارخان، مشهدی محمدصادقخان و در دست چپ او فرجآقا زنوزیست. پیرمرد ریشسفیدی که در آخرین رده دیده میشود حاجی عباس لاکه دیزچی است که سرگذشت او در بخش یکم این تاریخ آورده شده)