پرش به محتوا

برگه:Tarikh-shhryary-shahnshah-rza-shah-phlvy.pdf/۷۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

مسلط گذشته از آن بسا اتفاق میافتاد که در نتیجه ناامنی ناحیهای ویران شده بود و عایدات آن ناحیه کفاف مالیات آنرا نمیداد و چون در صندوق مرکزی هم پولی نبود آن ناحیه مدتهای دراز در همان حال زار مانده بود و اصول لامرکزیت چنان بر همه جا بود که برخی از نواحی را مانند آن بود که جزو ایران نمیدانستند و چون آن ناحیه ویران شده و مردم آن پریشان شده بودند میبایست بهمان فقر و تهی دستی خود بسازند و بهیچ وجه نه در دریافت عواید و نه در پرداخت مخارج کوشش و دقت و دلسوزی نمی کردند و در مقابل نادرستیها هیچ باز خواست و کیفری در میان نبود . اصلاح دیگر توسعه و تحکیم سازمان و تشکیلات مالی در سراسر کشور بود. در دورههای گذشته تقریبا در هر ناحیه از ایران اصول خاصی بر قرار بود و بسیاری از عوارض و مالیاتهای محلی بود که اختصاص بناحیه معینی داشت و نواحی دیگر از آن معاف بودند و حتی در یك ناحیه برخی از اصناف و طبقات بپرداخت آن محکوم بودند و برخی دیگر از آن معاف بودند. تنها درین دوره سازمان و تشکیلات مالی در سراسر کشور یکسان شد و همه افراد در برابر مالیات مساوی و برابر شدند . دیگر از اصلاحات مالی و اقتصادی درین دوره انتظام جمع و خرج کشور و توازن آن بر اساس بودجههای حقیقی بود و این نکته را کسانی که آگاهند نمیتوانند منکر شوند . میتوان گفت در دورههای سابق هرگز بودجه در کار نبود چنانکه در تمام مدتی که از مشروطیت ایران میگذشت تنها دوبار بودجه نوشته بودند يك بار مرتضی قلی خان صنیع الدوله که وزیر مالیه شد بودجه ای ترتیب داد و باردیگر مرگان شوستر آمریکایی که خزانه دار ایران بود بودجه دیگر نوشت. تازه اگر بودجه مینوشتند صورت مخارج را روی کاغذ میآوردند و چون چند ماهی از سال میگذشت در آمدهای دولت بپایان میرسید و دیگر پولی در خزانه نبود و بقرض و رسوایی سال را هر طور بود بپایان میرساندند و ناچار مطالبات مردم و حتی حقوق کارگزاران دولت میماند و از این سال بان سال میرسید چنانکه کرارا در پایان ماه برای پرداخت مخارج جاری آن ماه از بانك شاهنشاهی ایران که یک شرکت انگلیسی بود و امتیاز انتشار اسکناس را داشت مبلغ مختصری قرض میکردند و چون نمیتوانستند همه احتیاجات را تأمین کنند بتناسب از هر مبلغی مقدار قلیلی میپرداختند. کارگزاران دولت که راه دیگری برای گذران خود جزهمان حقوق دولتی نداشتند حواله حقوق خود را بصرافی از قرار تومانی دو قرآن میفروختند یعنی بجای یک تومان دوریال از و میگرفتند و وی آنقدر منتظر میشد تا بتواند آن مبلغ را وصول کند. در میان نواحی مختلف ایران مالیات برخی از نواحی زودتر وصول میشد و کسانی که وسیله داشتند میکوشیدند که حقوقشان را از بابت عایدات آن ناحیه بمستوفی آن نقطه حواله بدهند . گاهی اوضاع مالیه کشور باندازهای پریشان میشد که همان مختصر وجه را برای پرداخت حقوق کارگزاران دیوان نداشتند و كرارة مستخدمان دولت پنج ماه و شش ماه حقوق طلب گار بودند. چند بار اتفاق افتاد که چون باز پول در خزانه دولت نبود بجای حقوق گندم و جو که از بابت مالیات جنسی در انبار دولت بود حواله کردند که ۶۷