پرش به محتوا

برگه:Tarikh-shhryary-shahnshah-rza-shah-phlvy.pdf/۱۱۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

راههای سابق را گشادتر کرده اند و در میان آنها راههایی هست که پیش از آن وجود نداشت یعنی راههای تنگ پر نشیب و فراز بود که گاهی کاروان هم بدشواری از آنجا میگذشت. در میان شاهراههای مهم که درین دوره ساخته شده چندین راه بسار مهم هست که از حیث تجارت و اقتصاد و رفاه مردم کشور و توسعه قدرت دولت و بسط نفوذ آن و امنیت کشور اهمیت بسیار دارند مانند راه تهران بمازندران از راه دماوند و راه تهران بمازندران از راه چالوس و راه کناره در طول سواحل دریای خزر و راه تهران بمشهد و مرزهای مشرق ایران و راه تهران ببوشهر و کرانههای خلیج فارس و راه تهران بتبریز و از آنجا بشهر های عمده آذربایجان و راه تهران بخرم شهر و سایر نواحی خوزستان و راه تهران بکرمان که هر يك درحد خود اهمیت خاصی داشته اند و ساختمان و تسطیح آنها نه تنها یکی از مهم ترین کارهای این دوره بود بلکه گاهی از دشوارترین و پرخرج ترین کارها بشمار میرفت. بسیاری از نواحی ایران بود که حتی مردم پای تخت سابقا آنها را بچشم ندیده بودن دو تنها نامی از آنها شنیده بودند و درین دوره مردم توانستند با کمال آسودگی و آسانی پس از چند ساعت بآنجا برسند. نکته ای که مخصوصا باید متوجه آن بود برداشتن موانع بسیارست که درین راهها بود و گذشته از ساختمان پلهای بسیار بزرگ برروی رودها مانند پل اهواز بر کارون و پل سفیدرود برسر راه رشت بلاهیجان نیز کوهها و کتلهای بسیار در سرراه بوده است که تنها همت مرد بزرگی میبایست آنها را از میان بردارد مانند گردنه معروف قافلانکوه بر سر راه آذربایجان و کوههای بسیار سخت متعدد در لرستان برسرراه خوزستان و موانع بسیار در سرراه شیراز ببوشهر هر کس که سفری از تهران بچالوس کرده باشد و یا نقشه این قسمت از ایران را ببیند و عده پلها و تونلهایی را که برای ساختن این راه لازم بوده است بنگرد میداند که چه کوشش هایی درین زمینه کرده اند. البته موضوع راه آهن ایران بحث جداگانه دارد که پس ازین در مبحث خاص بمیان خواهد آمد • دیگر از پیشرفتهای مهم درین دوره پیشرفت وسایل نقلیه بوده است و شکی نیست که ایران درین دوره ترقیات عظیمی کرده است. تا پایان دوره قاجارها وسایل نقلیه در ایران منحصر بهمان وسایل بدوی قرنهای گذشته بود و بجز یکی دو راه که در آنها کالسکه و دلیجان با کمال دشواری راه می پیمود و با کمال کندی پیش میرفت در راههای دیگر جز شتر و اسب و الاغ و قاطر چیزی برای راه پیمایی نبود . درراه هایی هم که کالسکه و دلیجان کار میکرد باندازه ای راه بد بود که بکالسکه ای که چهارتن در آن مینشستند چهار اسب میبستند و آن اسبها در يك منزل راه باندازه ای خسته شده بودند که میبایست آنها را رها کنند و اسبهای تازه نفس بجای آنها ببندند و کالسکه چی و مسافر نیز چنان کوفته شده بودند که میبایست چند راحت کنند و اگر شب فرارسیده بود شب را در آن منزل و در راهدار خانه بمانند . در آن زمان مسافت از طهران تا بندر پهلوی را مسافران اروپا چهار پنج روزه طی ساعت ۱۰۵