تاجامیر در اداء آن مبلغ عاجز آمده بدین سبب بدست شاه طهماسب به قتل رسید
میرجهانگیر خان بختیاری که یکی از نجباء ایل مذکور بود پس از مرگ تاجامیر پیشوائی الوس بختیاری یافت بشرط کفالت شاه رستم که در آن زمان رئیس لر کوچک بود و هر سال ۱۰۰۰ قاطر به عمال و نواب دیوان اعلی تسلیم نماید و این قرار سالیان زیاد معمول و مرسوم بود
تقریبا از آن زمان بختیاریها به دو قبیله منقسم شدند: یکی چهارلنگ و دیگری
هفتلنگ در سال ۱۰۲۹ ه / ۱۶۲۰ م بستن سد پیش آب کرنگ و کندن کوهی که الحال به کارکنان مشهور است جهت آوردن آب کرنگ به دار السلطنۀ اصفهان حسب الفرمایش شاه عباس و به تصویب امامقلی خان بیگلربیگی فارس به میرجهانگیر خان بختیاری و حسینخان والی لرستان متعلق گردید
شاه سلطان حسین در چهاردهم ذیحجه ۱۱۰۵ ه/ ۱۶۹۳ و ۱۶۹۴ م بر تخت سلطنت جلوس نمود پدرش شاه سلیمان سلطان غدّار و ستمکاری بود و فقط مشغول صرف مشروبات و زنبازی بود خود از تمام مهام غافل بود و به کلی به چند وزیر اعتماد داشت شاه سلطان حسین وقتی که به تخت سلطنت جلوس نمود ۲۴ سال عمر داشت و ملّت از او امیدوار سلطنت طویل و سعید بودند صورتا مقبول و سیرتا مهربان بود و مخصوصا به واسطه ایراداتی که از حرکات ستمکارانه پدر خود میگرفت جذب قلوب مردم کرده بود سالهای ابتدای سلطنتش مملکت بیسر و صدا و آرام بود و بعضی حرکات عادلانۀ او اعیان و اشراف را راضی کرد و به بعضی بذل و بخشش عوام را راضی میکرد چونکه حرکاتش بر طبق مذهب مینمود سبب مطبوعیّت تمام علما گردید
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱