پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

مهمان‌نوازی مشهورند حتی حاضرند که خود گرسنه بمانند و رسیده و مهمان خود را پذیرائی نمایند از شدت کثرت ظلم و تعدی از دیدن مسافر هم گریزانند مبادا مأمور دیوان و فرستادۀ خان و ضابط حکمران باشد برای اینکه همه چیز از ایشان مجانی و بلاعوض می‌خواهند

در اینجا یک مطلب خیلی مهمی به نظرم رسید و آن این است که در تمام قراء و دهات ایران غالبا زمین و آب فراوان و بیکار افتاده است ولی بیچاره اهالی آن از همه چیز محرومند حتی غالبا اهالی دهات میوه ندارند و سبزی‌آلات جز در شهرها نمی‌بینم

من خیلی تعجب می‌کردم و در هر قریه و دهی که وارد شدیم به اهالی آن توبیخ می‌کردم که شما همه بیکار هستید آب موجود و زمین مهیا جهت چیست که لامحاله قدری سبزی‌آلات و بقولات برای خود تهیه نمی‌کنید که هم خود منتفع بشوید و هم زیادی آن را به مسافرین بفروشید؟ تا آنکه پیرمرد دهقانی جواب مسکتی داد و ساکتم نمود و گفت: راست می‌گوئی اما در صورتی است که ما را به حال خود بگذارند چه فایده برای من دارد که عمر خود را صرف کنم و متحمل زحمت بشوم و حاصل زحمت مرا حاکم و ضابط با کمال تسلط بخورند و حتی خودم را از انتفاع آن محروم سازند و اگر یک دفعه این کار را بنمایم زحمت آن باید موروثی خانوادۀ من بشود همه‌ساله ضابط و حکام همان را بلاعوض از من می‌خواهند آن وقت ملتفت شدم که جهت کم‌حاصلی و بی‌بهرگی دهات و رعایا چیست

خلاصه در این قسمت مملکت بختیاری یعنی از پل عمارت تا مال امیر گویا عالم و طبیعت هنوز به حالت جوانی خود در نهایت طراوت باقی است و چشم انسان از دیدن بلندیها و پستی‌ها و جنگل و آبشارها و نباتات قشنگ به هیچ‌وجه