و سوارهای شخصی و رعایای ایشان در اطراف جونقان میباشند و عمارتی بسیار عالی با قلعه و حصار و برج و بارو با عمارات نوساز قشنگ در اینجا بنا کردهاند و اهالی جونقان و اطراف آن جناب سردار اسعد را خیلی محترم و واجب - الاطاعه میدانند
روز دهم گفتند راه تنگ زده شده است و کمی دیگر مانده و امروز تمام میشود و ممکن است عبور نمود میر پنج قزاقها با ۵۰ نفر قزاق و عده [ای] از مسافرین و سوداگران شوشتری و دزفولی و لر در جونقان جمع شده بودند امروز تمام با قریب ۲۰۰ نفر از دهاقین بختیاری حرکت کردیم تا وسط تنگ راه خوب بود و جاده بالنسبه صافتر و کوبیدهتر بود کمکم راه سخت شد و مختصر اینکه تا قریب غروب مکاریان و سواران قزاق با دهاقین بختیاری در جلو قاطرها جاده میکوبیدند مع هذا جاده سخت تمام نشد و ناچار شب را مراجعت به جونقان نمودند
ما و میرپنج قزاقها چون خداحافظی کرده بودیم دیگر مراجعت نکردیم در اواسط تنگ چند غار بزرگ هست هر دسته دو سه نفر رفتیم در میان یکی از غارهای کثیف منزل کردیم ولی پیادهها و قزاقان و بعضی از مسافرین مراجعت کردند آن شب هم خیلی بد گذشت چونکه [در] این غارها آب چکه میکرد و زمین آن تمامتر و مملو از پهن و کثافت بود و تمام رختخواب و فروش ما تر و کثیف شد
صبح زود دوباره اول زحمت شد و قریب ۴۰۰ نفر از اهل جونقان و اطراف باقزاقان و مسافرین حرکت کردند و مختصر آنکه تا نیم ساعت از شب رفته با زحمت بسیار از تنگ عبور نمودیم و به قریۀ کوچکی که در آن طرف تنگ واقع بود رسیدیم این طرف تنگ بالنسبه با طرف دیگر گرمسیر است و در صورتی که در آن طرف تنگ از زیادی برف عبور ممکن نبود این طرف تنگ هوا بالنسبه گرمتر بود و در اغلب نقاط بکلی برف آب شده بود و زمین خشک بود شب را مهمان کدخدای ده بودیم و چون بعضی از دواجات به مثل گنهگنه و دوای دندان و غیره به اهالی ده داده و معالجه کردیم خیلی از ما پذیرائی کردند صبح از این قریه «بهشتی» حرکت کردیم نیم فرسنگ که از این قریه دور شدیم به اردل رسیدیم
خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱