پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Bakhtiyari.pdf/۴۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

پریشان هستند و تمول آنها منحصر به چند رأس قاطر و گاو و گوسفند است

از دستنا تا شلمزار دو فرسنگ است و این قریه نیز مثل قریۀ قبل است دو شب در دستنا توقف کردیم خبر آوردند که تنگ درکش ورکش سخت مسدود شده و از کثرت برف راه عبور نیست ولی از این طرف جناب سردار اسعد در جونقان که قریب یک فرسنگ است تا تنگ منزل داشتند عدۀ زیادی از دهاقین اطراف را فرستادند که برف تنگ را رچ بزنند یعنی با پا بکوبند که بر هم فشرده شود و بشود از روی آن انسان و قاطر عبور نماید دهاتیها به ما نصیحت کردند که راه مسدود است و رفتن امکان ندارد زیرا که شماها دو نفر بیش نیستید و همین‌قدر که آفتاب از نصف النهار روی به مغرب کند هوا سرد می‌شود و گاه باشد که دست و پا را برف بزند [و] ناقص نماید یا اینکه کلیه جان در خطر است؛ ولی این دوست همسفر ما حالت غریبی داشت مثلا منزلی که ۸ فرسنگ مسافت داشت قبل از رفتن می‌گفت من از این راه عبور کرده‌ام یک فرسنگ چربی است

بعد از آنکه طی می‌کردیم معلوم می‌شد که ۸ فرسنگ بود لهذا گفت تنگ درکش ورکش یک میدان کوچکی بیش نیست و آن طرف تنگ گرمسیر و خشک است خود تنگ هم گرم است و برف نمی‌ماند و می‌توانیم در یک ساعت عبور نمائیم من هم که اول جوانی و همیشه خوش داشتم که خود را به خطر بیاندازم و ابدا ملاحظه و مآل‌بینی در اقدام به کارهای سخت نمی‌کردم لهذا عازم حرکت شدیم و اما اولین اشکال آن است که خود را به تنگ برسانیم و در اینجا تقریبا راه صاف و جلگه است؛ ولی قریب یک زرع برف بر روی هم انباشته شده است دهاقین گفتند که چون روز آفتاب است

خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار جلد ۱